تو به من گفتی

که من فانوسم

گرچه در ذهنم

چو یک محبوسم

نیست پنهان از تو

ای نشسته در نوسم

یک شبی آیم کنارت

تا نشانم بوسم

پس اینقدر نکن

تو مرا لوسم

 

شبنم