نابهنجارم

ترا که می خوانم

می دانم

تمام شدنی نیستی

به خوانش هر بارم

ای شعر نگونسارم

بردارم بیاور از

 سر خط

....

دوباره حنجره ام زخمیست

تبم بالاست

تنم گرگرفته

از درد واژه های تلمبارم

شعرهای نابهنجارم

 

شبنم شیروانی     

 

سیکل

شاید بشود

از تو بگویم

یا بهتر از آن است

که بیراهه بپویم ؟

آری ،آری ...

خود را ز تو جویم!!

این سیکل به پایان نرسد ....................؟! 

هی!..پس کی  ؟

با این خط پیشانی  اقبال تو

یا نی ؟!