آینه  ها ز چه رو شکستنیست؟

بر هر که نگریستم

مرا شکست

چرا که من آینه بودم

نگرنده بود

که در من نشست

از من نشان بماند

یا نماند

نسیتم ملال

آری نگرنده شکننده  بود

 که شکست

 

شبنم

 

لالایی بغض آلود مادر ( روزت مبارک مادر )

زن همسایه
برای کودکش
لالایی حزن انگیز می خواند و
می گرید
چرا که
دیشب او
با
همسرش کتک کاری کرده
و کودک جیغ می کشد
نمی شناسد
این قطره های غم را
اما عم
اغشته به شیر مادر
و اشک روان او
به دهانش می جکد
و کودک
می مکد شیر اشک آلود مادر را
چه خوشبخت است این کودک
پدر دارد
مادر دارد
شیر دارد اما
به اشک مادرش
آاغشته
حالا دیگر
بغض می ترکد
بر لب غنجه کودک
قهر می نشیند
شیر اشکالود مادر را
پس می زند
نمی نوشد
شاید هم اعتصاب غذا کند
برای ظلمی که به مادر رفته
در یک روز مانده
به روز مادر

شبنم شیروانی


 

به مناسبت روز زن

گاه ما زنان در می مانیم
که
قسم حضرت عباس را
قبول کنیم
یا
دم خروس را
که از گوشهً  ردای  برخی مردان
پیداست

شبنم